یک خبببببببر
عزیز دل مامان دیروز کلی ذوق زده شدم آخه دیروز دوتا دندون درآوردی، اولش فکر کردم یکدونه ست اما خوب که نگاه کردم دووووووتا بود نمیدونی چقدر همه ذوق کردیم،زود زنگ زدم به بابامیثم خبر دادم. مامان جان واست آش دندونی پخت و من هم شیرینی خریدم البته اتفاقای مهم دیگه ای هم افتاد پریا واکسن یک سال و نیمه گی زد و خاله عطیه امتحانش تموم شد و امروز هم تولد عمه است مرواریدای خوشگل مبارررررکت باشششششه پسرم ...
نویسنده :
مامان عالمه
13:32







